«سیدمحمد قزوینی» نام یک شخصیت تاریخی و علمی برجسته در ایران دوره قاجار است که به عنوان یکی از علمای برجسته و فعال در حوزه فقه، اصول و مبارزه با استبداد شناخته میشود. او از خاندان اهل علم و دانش در شهر قزوین بود و نسب او به برخی علمای بزرگ دوره صفویه میرسید که این موضوع نشاندهنده پیشینه علمی و دینی خانواده او است. سیدمحمد قزوینی در حدود قرن سیزدهم هجری قمری در فضایی علمی رشد کرد و پس از طی مراحل مقدماتی علوم دینی، در محافل علمی مهمی مانند نجف اشرف نزد استادان بزرگی همچون صاحب جواهر و دیگر فقهای برجسته تحصیل نمود. پس از تکمیل تحصیلات، به زادگاه خود بازگشت و در قزوین به عنوان مرجع امور شرعی و دینی مردم فعالیت کرد و نقش مهمی در هدایت مذهبی جامعه ایفا نمود. یکی از ویژگیهای مهم او، موضعگیری صریح در برابر ظلم و استبداد حاکمان وقت بود، بهگونهای که در ماجرایی با اقدام مردم و حمایت او، حاکم ستمگر قزوین از شهر اخراج شد. همین فعالیتهای اجتماعی و سیاسی باعث شد که از سوی حکومت مرکزی تحت فشار قرار گیرد و حتی مدتی به تبعید فرستاده شود، اما پس از آن نیز از حمایت مردم و علما برخوردار بود. او علاوه بر فعالیتهای اجتماعی، در علوم دینی نیز دارای جایگاه علمی بود و در مباحث فقهی و اصولی آثار و رسالههایی از خود به جا گذاشت. سیدمحمد قزوینی به عنوان عالمی آگاه، شجاع و مدافع حقوق مردم شناخته میشود که در برابر ظلم سکوت نکرد و همواره در مسیر حمایت از ضعفا و فقرا تلاش نمود. وی در سال ۱۲۸۶ هجری قمری در شهر قزوین در سنین کهنسالی درگذشت و نام او به عنوان یکی از علمای مبارز و تأثیرگذار دوره قاجار در تاریخ ثبت شده است.
سیدمحمد قزوینی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] سیدمحمد قزوینی از علمای ضد استبداد ایران در قرن سیزدهم هجری بوده است.
وی از خاندان علم و دانش بود. میرمحمد صالح و میرمحمد رفیع که از علمای بزرگ صفویه محسوب می شدند از اسلاف او بودند. سیدمحمدباقر فرزند سیدحسین در حدود ۱۲۰۶ ق به دنیا آمد. اعتمادالسلطنه سال تولد او را در ۱۲۲۱ ق و آقابزرگ تهرانی ۱۲۳۰ نوشته اند. وی پس از گذراندن دوره مقدمات و سطح، از درس بزرگانی چون شریف العلماء، شیخ علی کاشف الغطاء، ملامحمد اسماعیل یزدی و صاحب جواهر در نجف استفاده کرد و سپس به اصفهان آمد. مدت دو سال نزد سیدمحمدباقر شفتی، معروف به «حجه الاسلام» تلمذ نمود و سپس به موطن خود قزوین مراجعت کرد و مرجع امور شرعی مردم آن شهر گردید.
فعالیت سیاسی
به دستور وی مردم قزوین، مجدالدوله حاکم ستمگر شهر را بیرون کردند و محمدشاه بدان سبب او را به نجف تبعید نمود. پس از مدتی با وساطت شیخ مرتضی انصاری به قزوین بازگشت، اما همچنان در دفاع از مردم در مقابل حکام و ماموران ستمگر دولتی می کوشید و در پاسخ مؤلف قصص العلماء که وی را از آن کارها برحذر می داشت گفت: «چون من خواستم از خدمت حجه الاسلام سیدمحمدباقر (شفتی) مراجعت کنم، سید به من وصیت فرمود که: در مهام حوائج مسلمین و مؤمنین، خود را معاف نداشته و باید نهایت در انجام و انجاح امور مسلمانان کوشید که شیخ کلینی بابی در اصول کافی منعقد نموده و در اهتمام کار مسلمانان و اخبار بسیار از ائمه اطهار در این باب ذکر فرموده. فلذا از این بابت در حمایت فقرا و ضعفا، خود را لحظه (ای) معاف نمی دارم». سیدمحمدباقر در فن جدل استاد و در نوشتن خطوط شکسته و نسخ در میان علما بی نظیر بود.
آثار و تألیفات
او آثاری در فقه و اصول دارد، از جمله: رساله در نقل ملک نقاله، رساله در مقدمه واجب. سیدمحمدباقر قزوینی در ۱۲۸۶ ق در هشتاد سالگی در قزوین درگذشت.