لغت نامه دهخدا
سوفاره. [ رَ / رِ ] ( اِ ) مرادف سوفار. ( آنندراج ):
تیر گرش گشت چو سوفار ساز
گشت ز دستش سر سوفاره باز.امیرخسرو ( از آنندراج ).
سوفاره. [ رَ / رِ ] ( اِ ) مرادف سوفار. ( آنندراج ):
تیر گرش گشت چو سوفار ساز
گشت ز دستش سر سوفاره باز.امیرخسرو ( از آنندراج ).