لغت نامه دهخدا
سوبسویی. [ ب ِ ] ( حامص مرکب ) این طرف و آن طرف شدن. این سو آن سو رفتن:
پشیمانی بود در هرزه گردی
پریشانی بود در سوبسویی.مغربی.
سوبسویی. [ ب ِ ] ( حامص مرکب ) این طرف و آن طرف شدن. این سو آن سو رفتن:
پشیمانی بود در هرزه گردی
پریشانی بود در سوبسویی.مغربی.