تجسس نمودن
مترادفها
جاسوسی کردن، تفحص کردن، کنجکاوی کردن
لغت نامه دهخدا
تجسس نمودن. [ ت َ ج َس س ُ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) تجسس کردن: و از موجب ذبول و نحول او تجسسی نمود. ( سندبادنامه ص 189 ). رجوع به تجسس کردن شود.
فرهنگ فارسی
تجسس کردن: و از موجب ذبول و نحول او تجسسی نمود.
جمله سازی با تجسس نمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هـمـانـطور كه عرض كردم، رفتن و جاسوسى كردن و تجسس نمودن خلاف اسلام است. ازطرفى تجاهر به فسق و خلاف شرع هم خلاف شرع است. البته توده هاى مردم هيچ گاهعـمـل خـلافـى انـجـام نمى دهند، ولى ممكن است دسته اى پيدا شوند و بخواهند سوء استفادهكـنـنـد. نـه، سـوء اسـتـفـاده هـم نـبـايـد بـشـود. احـكـام اسـلام در تـمـام ابـعـادش بـايـدعمل بشود. يعنى نه جاسوسى شود و تفتيش عقايد و نه كسى متجاهر به فسق شود.
💡 برخی از افراد با هدف رسیدن به اهداف نامشروع، همواره سعی در تجسس نمودن در حریم خصوصی دیگران و شنود مکالمات تلفنی آنها دارند که این کار جرم محسوب میشود.
💡 پلیس با استفاده از تجهیزات پیشرفته و تکنولوژیهای مدرن، شروع به تجسس نمودن در فعالیتهای مشکوک گروههای مجرمانه کردند تا بتوانند از وقوع جنایات جلوگیری کنند.
💡 نباید بدون دلیل موجه و مشخص، به تجسس نمودن در پروندههای محرمانه قضایی پرداخت، زیرا این اقدام میتواند اعتماد عمومی به نهادهای عدالتخواه را به شدت کاهش دهد.