لغت نامه دهخدا
تجسس نمودن. [ ت َ ج َس س ُ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) تجسس کردن: و از موجب ذبول و نحول او تجسسی نمود. ( سندبادنامه ص 189 ). رجوع به تجسس کردن شود.
تجسس نمودن. [ ت َ ج َس س ُ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) تجسس کردن: و از موجب ذبول و نحول او تجسسی نمود. ( سندبادنامه ص 189 ). رجوع به تجسس کردن شود.
تجسس کردن: و از موجب ذبول و نحول او تجسسی نمود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هـمـانـطور كه عرض كردم، رفتن و جاسوسى كردن و تجسس نمودن خلاف اسلام است. ازطرفى تجاهر به فسق و خلاف شرع هم خلاف شرع است. البته توده هاى مردم هيچ گاهعـمـل خـلافـى انـجـام نمى دهند، ولى ممكن است دسته اى پيدا شوند و بخواهند سوء استفادهكـنـنـد. نـه، سـوء اسـتـفـاده هـم نـبـايـد بـشـود. احـكـام اسـلام در تـمـام ابـعـادش بـايـدعمل بشود. يعنى نه جاسوسى شود و تفتيش عقايد و نه كسى متجاهر به فسق شود.