سلمج تصویر معنی سلمج لغت نامه دهخدا سلمج. [ س ُ م َ ]( ع اِ ) پیکان دراز باریک. ج، سلامج. ( منتهی الارب ). فرهنگ فارسی پیکان دراز باریک. جمع سلامج کلمات مرتبط معبله سیحف صلنباح جلادح ام سمراء مسلان گزارش محتوای نامناسب