سفوح
مترادفها
دامنهها، شیبها
متضادها
قله، اوج
لغت نامه دهخدا
سفوح. [ س ُ ] ( ع مص ) ریخته شدن اشک. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). ریخته شدن آب. ( المصادر زوزنی ص 224 ). ریخته شدن. ( تاج المصادر بیهقی ).
فرهنگ فارسی
ریخته شدن اشک ریخته شدن آب
دامنهها، شیبها
قله، اوج
سفوح. [ س ُ ] ( ع مص ) ریخته شدن اشک. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). ریخته شدن آب. ( المصادر زوزنی ص 224 ). ریخته شدن. ( تاج المصادر بیهقی ).
ریخته شدن اشک ریخته شدن آب