لغت نامه دهخدا
سطرونیون. [ س َ ] ( معرب، اِ ) به لغت یونانی بیخی است که آن را به شیرازی چوبک اشنان خوانند و آن نوعی از کندش باشد وآذربو همان باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به تحفه ٔحکیم مؤمن و اختیارات بدیعی و الفاظ الادویه شود.
سطرونیون. [ س َ ] ( معرب، اِ ) به لغت یونانی بیخی است که آن را به شیرازی چوبک اشنان خوانند و آن نوعی از کندش باشد وآذربو همان باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به تحفه ٔحکیم مؤمن و اختیارات بدیعی و الفاظ الادویه شود.
بلغت یونانی بیخی است که آنرا بشیرازی چوبک اشنان خوانند و آن نوعی از کندش باشد و آذربو همان باشد. اختیارات بدیعی.