لغت نامه دهخدا
سریشیدن. [ س ِ دَ ] ( مص ) سرشتن. خمیر کردن آرد و مانند آن. ( آنندراج ).
سریشیدن. [ س ِ دَ ] ( مص ) سرشتن. خمیر کردن آرد و مانند آن. ( آنندراج ).
(س دَ ) (مص م. ) نک سرشتن.
( مصدر ) ( سرشت سرشد خواهد سرشت بسرش سرشنده سرشته ) ۱ - مخلوط کردن آغشته کردن. ۲ - خمیر کردن. ۳ - خلق کردن آفریدن.
نک سرشتن.