«سرکفته شدن» یک فعل مرکب قدیمی در زبان فارسی است که به معنای شکفته شدن، باز شدن و گشوده شدن به کار میرود و بیشتر برای توصیف باز شدن گل یا غنچه استفاده میشود. این واژه در متون کهن ادبی دیده میشود و مفهوم آن به مرحلهای اشاره دارد که چیزی از حالت بسته و فشرده خارج شده و به طور کامل باز میشود. در برخی منابع لغوی، برای توضیح آن از واژههایی مانند «سرشکافته شدن» نیز یاد شده است که همان معنای گشوده شدن را میرساند. کاربرد اصلی این اصطلاح در شعر فارسی برای تصویرسازی از شکفتن گلها و جلوهگر شدن زیبایی طبیعت بوده است. این ترکیب معمولاً حالت ادبی دارد و در گفتار امروزی رایج نیست. معنای آن میتواند به صورت استعاری نیز به کار رود و نشاندهنده آشکار شدن یا نمایان شدن چیزی پنهان باشد. در نمونههای شعری، سرکفته شدن غنچه به معنای باز شدن کامل آن است. این واژه نشاندهنده تغییر حالت از بسته به باز است. بنابراین «سرکفته شدن» بیانگر شکفتن و گشوده شدن کامل میباشد. به طور خلاصه، معنی دقیق آن همان باز شدن و شکفتن، بهویژه درباره گلها و غنچهها است.
سرکفته شدن
لغت نامه دهخدا
سرکفته شدن. [ س َ ک َ ت َ / ت ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) سرشکافته شدن. شکفتن. باز شدن. واشدن:
چو سرکفته شد غنچه بادرنگ
جهان جامه پوشید همرنگ مل.عنصری.