سرپوش افتادن
مترادفها
پوشیده شدن، کفرگرفتن
لغت نامه دهخدا
سرپوش افتادن. [ س َ اُ دَ ] ( مص مرکب ) آشکار شدن. برملا گشتن:
چون ز خوان اوفتاد سرپوشم
خواه بگذار خواه بفروشم.نظامی.
فرهنگ فارسی
آشکار شدن بر ملا گشتن
پوشیده شدن، کفرگرفتن
سرپوش افتادن. [ س َ اُ دَ ] ( مص مرکب ) آشکار شدن. برملا گشتن:
چون ز خوان اوفتاد سرپوشم
خواه بگذار خواه بفروشم.نظامی.
آشکار شدن بر ملا گشتن