سرسنگین
واژه «سرسنگین» ترکیبی از دو کلمه «سر» و «سنگین» است و به معنای کسی یا چیزی است که رفتاری سنگین، جدی و محتاط دارد. این واژه برای توصیف افراد به کار میرود و نشاندهنده کسی است که شوخطبعی کمتری دارد و در برخوردها و تصمیمگیریها جدیت و آرامش خود را حفظ میکند.
«سرسنگین» اغلب برای توصیف افرادی استفاده میشود که کمتر میخندند، با احتیاط رفتار میکنند و تمایل دارند با دیگران با جدیت و احترام برخورد نمایند. این ویژگی میتواند هم مثبت باشد، مانند برخورد مسئولانه و متین، و هم منفی، مانند سختگیری بیش از حد یا نداشتن انعطاف در روابط اجتماعی.
در ادبیات و گفتار روزمره، «سرسنگین» برای بیان خصوصیات شخصیتی افراد به کار میرود و معمولاً با صفتی که نشاندهنده جدیت یا آرامش است همراه میشود. شاعران و نویسندگان گاهی از این واژه برای نشان دادن شخصیتهای محتاط، باوقار یا دور از شوخی استفاده کردهاند. همچنین در مکالمات روزمره، به فردی که کمی سختگیر و جدی رفتار میکند، «سرسنگین» گفته میشود.
مترادفها
جدی، باوقار، متین، با ابهت
متضادها
شوخ، سبک، بازیگوش
لغت نامه دهخدا
سرسنگین. [ س َ س َ ] ( ص مرکب ) مقابل سرسبک ( در قپان ). || غضبناک. درهم. خشمگین.
- سرسنگین بودن با کسی؛ حالی غیر از آشتی و دوستی داشتن. با او مهربانی پیشین نداشتن. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
( ~. سَ ) (ص مر. ) بی اعتناء، بی توجه و نامهربان.
فرهنگ فارسی
مقابل سرسبگ. یا غضبناک. درهم. خشمگین.
ویکی واژه
بی اعتناء، بی توجه و نامهربان.
جمله سازی با سرسنگین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او با نگاهی سرسنگین و چهرهای جدی به تمام حاضران در جلسه خیره شد و بدون اینکه کلمهای بگوید، بر ابهت خود افزود.
💡 مدیر جدید شرکت، با رویکردی بسیار سرسنگین و قوانین سختگیرانه، سعی کرد نظم و انضباط را به کارمندان قدیمی بازگرداند.
💡 وقتی با آن مرد سرسنگین روبرو شدم، بلافاصله متوجه شدم که نباید در حضور او به هیچ وجه شوخیهای بیموقع انجام دهم.