سردمه
مترادفها
سرما
متضادها
گرما
لغت نامه دهخدا
سردمه. [ س َ دَ م َ /م ِ ] ( ص ) جلد و چابک و چالاک در رفتن. ( اشتینگاس ).
فرهنگ فارسی
جلد و چابک و چالاک در رفتن
جمله سازی با سردمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با نزدیک شدن به فصل زمستان، سرمده شدیدی در مناطق کوهستانی احساس میشود که باعث ریزش برف و یخ در جادهها میگردد.
💡 هنگام خروج از خانه در ساعات اولیه صبح، باید مراقب سرمده هوا بود و حتماً لباسهای گرم و مناسب پوشید.
💡 سرمده شبهای پاییزی باعث شده است که مردم برای گرم ماندن، بیشتر از سیستمهای گرمایشی در خانههای خود استفاده کنند.