لغت نامه دهخدا
پاسوار. [ س َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) سوارپا. پیاده جلد و چابک. ( برهان ).
پاسوار. [ س َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) سوارپا. پیاده جلد و چابک. ( برهان ).
(سَ ) (اِمر. ) پیادة جلد و چابک.
( اسم ) سوارپا پیاد. جلد و چابک.
سوار پا پیاده جلد و چابک
پیادة جلد و چابک.