سربالین
مترادفها
بالا، بر فراز
لغت نامه دهخدا
سربالین. [ س َ ] ( اِ مرکب ) بالش و متکا. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با سربالین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او پس از پیروزی در مسابقات جهانی، با سربالین و افتخار از میدان رقابت خارج شد و مورد تحسین همگان قرار گرفت.
💡 ملت ایران همیشه با سربالین و عزت در برابر تمام سختیها و چالشهای بزرگ پیش رو، ایستادگی و پایداری بسیار زیادی کرده است.
💡 دانشآموزان پس از دریافت تقدیرنامههای خود، با سربالین و لبخندی بر لب از سالن جشن به سمت خانههای خود حرکت کردند.