سر غلطیدن
مترادفها
لغزیدن، سر خوردن
لغت نامه دهخدا
سرغلطیدن. [ س َ غ َ دَ ] ( مص مرکب ) سخت بیمار افتادن. ( یادداشت مؤلف ). || از نو بیمار شدن. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
سخت بیمار افتادن
لغزیدن، سر خوردن
سرغلطیدن. [ س َ غ َ دَ ] ( مص مرکب ) سخت بیمار افتادن. ( یادداشت مؤلف ). || از نو بیمار شدن. ( یادداشت مؤلف ).
سخت بیمار افتادن