سر تابیدن

لغت نامه دهخدا

سر تابیدن. [ س َ دَ ] ( مص مرکب ) نافرمانی کردن:
برهمنان را چندانکه دید سر ببرید
بریده به سر آن کز هدی بتابد سر.فرخی.گر نتابی سر ز دانش از تو تابد آفتاب
وز سعادت ای پسر بر آسمان سایدت سر.ناصرخسرو.جوانا سر متاب از پند پیران
که پند پیر از بخت جوان به.حافظ.

فرهنگ معین

( ~. دَ ) (مص ل. ) نافرمانی کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) نافرمانی کردن سرکشی کردن عصیان ورزیدن.

جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز