سخیت
لغت نامه دهخدا
سخیت. [ س َ ] ( ع ص ) درشت. ( منتهی الارب ).
سخیة. [ س َ خی ی َ ] ( ع ص ) مؤنث سخی. رجوع به سخی شود.
جمله سازی با سخیت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شرایط اقتصادی بسیار سخیت در سالهای اخیر باعث شده است که بسیاری از خانوادهها با چالشهای جدی در تامین نیازهای اولیه روبرو شوند.
💡 او پس از طی کردن یک دوره بسیار سخیت در دوران تحصیل، توانست با تلاش مداوم به جایگاه علمی مورد نظر خود دست یابد.
💡 بحث و گفتگو میان دو طرف در جلسه مذاکرات به دلیل اختلافات بنیادین، بسیار سخیت و پرتنش بود و به نتیجه مشخصی نرسید.