سحاله

لغت نامه دهخدا

( سحالة ) سحالة. [ س ُ ل َ ] ( ع ص، اِ ) سونش زر و نقره. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ساو آهن. ( مهذب الاسماء ). براده. ( مؤلف ). || فرومایه قوم. ( منتهی الارب ). خشارة القوم. ( اقرب الموارد ). || پوست گندم و جو و مانند آن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || هیچکاره از هر چیزی. ( منتهی الارب ).

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز