سجیحه

مترادف‌ها

خصلت، ویژگی، منش، صفت

لغت نامه دهخدا

( سجیحة ) سجیحة. [ س َ ح َ ] ( ع اِ ) اندازه. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). یقال: بیوتهم علی سجیحة واحدة؛ ای علی قدر واحد. ( اقرب الموارد ). || سجیة وطبیعت. ( اقرب الموارد ). سرشت و خو. ( منتهی الارب ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران