سابق الذکر

مترادف‌ها

پیش گفته، ذکر شده، مذکور

لغت نامه دهخدا

سابق الذکر. [ ب ِ قُذْ ذِ ] ( ع ص مرکب ) پیش گفته. در بالا گفته شده. مذکور. مزبور.نامبرده. مسطور. مشارالیه. سالف الذکر. مارالذکر.

فرهنگ معین

(بِ قُ لْ ذِ ) [ ع. ] (ص مر. )پیش - گفته، مذکور.

فرهنگ عمید

درپیش ذکر شده، پیش گفته شده.

فرهنگ فارسی

پیش گفته مذکور:....ونیز معلوم میشود که پس از جمع و ترتیب ابتدائی این مجموعه در عهد وزیر سابق الذکر سنجر یعنی ابوالفتح ناصر الدین طاهر بازبعاها مولف زیادتی و احاقانی بر آن علاوه نموده بوده است.
پیش گفته

ویکی واژه

پیش - گفته، مذکور.

جمله سازی با سابق الذکر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با توجه به تمام جزئیات و اسناد ارائه شده در گزارش‌های قبلی، تمامی موارد سابق الذکر باید به دقت مورد بررسی و تحلیل عمیق قرار گیرند.

💡 در بررسی‌های حقوقی بسیار پیچیده، معمولاً به نکات و مستندات سابق الذکر استناد می‌شود تا انسجام و پیوستگی استدلال‌های ارائه شده حفظ گردد.

💡 تمامی شرایط و ضوابط سابق الذکر که در متن اصلی قرارداد قید شده بود، اکنون باید با قوانین جدید کشور کاملاً مطابقت داشته باشند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران