زیغ باف

لغت نامه دهخدا

زیغباف. ( نف مرکب ) حصیرباف. آنکه زیغ بافد. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
زیغبافان را با وشی بافان ننهند
طبل زن را ننشانند بر رودنواز.ابوالعباس ( از لغت فرس اسدی ).رجوع به زیغ شود.

فرهنگ فارسی

حصیر باف آنکه زیغ بافد

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز