لغت نامه دهخدا
زندرونی. [ زَ دَ ] ( ص نسبی ) مخفف ِ «از اندرونی ». درونی: و بباید دانست که اگر در اندامهای زندرونی چون جگر و سینه آماس صلب یا نرم باشد ماءالعسل زیان دارد. ( ذخیره خوارزمشاهی، یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). اسباب زکام و نزله دو نوع است: یکی زندرونی و یکی دیگر برونی و زندرونی هم دو نوع است. ( ذخیره ٔخوارزمشاهی ). بیشتر وقتها دو سبب از اسباب بیرونی وزندرونی جمع باشد تا زکام و نزله تولد کند. ( ذخیره ٔخوارزمشاهی ). رجوع به ماده قبل و ماده بعد شود.