«زلماء» واژهای عربی است که در زبان فارسی نیز به کار رفته و چند معنی دارد. یکی از مهمترین معانی آن شتر مادهای است که کناره گوشش بریده شده باشد. این نوع نشانهگذاری در گذشته برای تشخیص مالکیت شتران به کار میرفت. زلماء همچنین به تیری گفته میشود که بهخوبی تراشیده و درست و آماده استفاده باشد. در برخی منابع، این واژه به بز ماده کوهی نیز اطلاق شده است. از دیگر معانی زلماء، چرغ ماده یا پرنده شکاری ماده دانسته شده است. این واژه هم بهصورت صفت و هم اسم به کار میرود. زلماء در متون لغوی کهن عربی و فارسی ثبت شده است. کاربرد آن بیشتر در زبان ادبی و قدیمی دیده میشود.
زلماء
لغت نامه دهخدا
زلماء. [ زَ ] ( ع ص، اِ ) شتر ماده کناره گوش بریده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ماده شتر کناره گوش بریده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || تیر نیک تراشیده و درست. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || بز ماده کوهی. || چرغ ماده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).