لغت نامه دهخدا
زرگند. [ زَ گ َ ] ( ن مف مرکب ) مخفف زرآگند، یعنی زرین و مطلا. ( فرهنگ رشیدی ):
رکاب شمس تبریزی گرفتم
که زین شمس زرگند عظیم است.مولوی ( از فرهنگ رشیدی ).رجوع به زرکند شود.
زرگند. [ زَ گ َ ] ( ن مف مرکب ) مخفف زرآگند، یعنی زرین و مطلا. ( فرهنگ رشیدی ):
رکاب شمس تبریزی گرفتم
که زین شمس زرگند عظیم است.مولوی ( از فرهنگ رشیدی ).رجوع به زرکند شود.