لغت نامه دهخدا
زرروب. [ زَ ] ( نف مرکب ) زرروبنده. کسی که خرده ها و ریزه های زرجمع کند. ( فرهنگ فارسی معین ).
زرروب. [ زَ ] ( نف مرکب ) زرروبنده. کسی که خرده ها و ریزه های زرجمع کند. ( فرهنگ فارسی معین ).
(زَ ) (ص فا. ) کسی که خرده ها و ریزه های زر جمع کند.