زخرفی
مترادفها
تزیینی، آرایشی، ظاهری، بیهوده
متضادها
ساده، بیتزیین، بیآلایش
لغت نامه دهخدا
زخرفی. [ زُ رُ ] ( ص نسبی ) منسوب به زخرف. || آنکه بکار تزیین و آراستن بپردازد. ( از قاموس عصری، عربی - انگلیسی ).
تزیینی، آرایشی، ظاهری، بیهوده
ساده، بیتزیین، بیآلایش
زخرفی. [ زُ رُ ] ( ص نسبی ) منسوب به زخرف. || آنکه بکار تزیین و آراستن بپردازد. ( از قاموس عصری، عربی - انگلیسی ).