لغت نامه دهخدا
زبانیگان. [ زَ ] ( اِ ) ج ِ زبانیه: خواهند تا بروند. زبانیگان به این مقامعآهن بکوبند ایشان را. ( تفسیر ابوالفتوح ج 3 ص 590 ).
زبانیگان. [ زَ ] ( اِ ) ج ِ زبانیه: خواهند تا بروند. زبانیگان به این مقامعآهن بکوبند ایشان را. ( تفسیر ابوالفتوح ج 3 ص 590 ).