زاعق

لغت نامه دهخدا

زاعق. [ ع ِ ] ( ع ص ) آنکه بانگی برآرد که چهارپایان متفرق شوند و رم کنند. ( از تاج العروس ):
ان علیها فاعلمن سائقاً
لامبطنا ولا عنیفاً زاعقاً.راجز ( از تاج العروس ).|| گفته شده است راه برنده چهارپایان که هنگام سوق بانگی سخت برآرد. ( از تاج العروس ).

کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز