زادبود
مترادفها
اصل، منشأ، پیدایش
متضادها
عدم، نیستی
لغت نامه دهخدا
زادبود.( اِ مرکب ) زاد و بود است. رجوع به زاد و بود شود.
فرهنگ عمید
جایی که شخص در آن زاییده شده، مولد و مسکن.
فرهنگ فارسی
زادوبود، جایی که ش ص در آن زاییده شده بود، مولد
اصل، منشأ، پیدایش
عدم، نیستی
زادبود.( اِ مرکب ) زاد و بود است. رجوع به زاد و بود شود.
جایی که شخص در آن زاییده شده، مولد و مسکن.
زادوبود، جایی که ش ص در آن زاییده شده بود، مولد