ریاضیه

مترادف‌ها

ریاضیات

لغت نامه دهخدا

( ریاضیة ) ریاضیة. [ ضی ی َ ] ( ع ص نسبی ) ریاضیه. ریاضی. تعلیمی. ( ناظم الاطباء ).
- علوم ریاضیة؛ فنون هندی. ( ناظم الاطباء ). بنا به مشهور دانشهایی است که فهمیده نمی شود مگر با عمل، مانند حساب و مساحت و موسیقی و مانند آنها. ( از اقرب الموارد ).
- فلسفه ریاضیه؛ حکمت ریاضی. رجوع به فلسفه شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) مونث ریاضی علوم ریاضیه جمع ریاضیات.
ریاضی و تعلیمی. فنون هندی. بنا به مشهور دانشهایی است که فهمیده نمی شود مگر با عمل مانند حساب و مساحت و موسیقی و مانند آن.

جمله سازی با ریاضیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در دوران قدیم، یادگیری قواعد ریاضیه برای معامله‌گران و بازرگانان بسیار ضروری بود تا بتوانند محاسبات مالی خود را به درستی و بدون خطا انجام دهند.

💡 استاد بزرگ در کلاس درس، با حوصله بسیار زیاد به توضیح مفاهیم پیچیده ریاضیه پرداخت تا تمامی شاگردان بتوانند مسائل را به خوبی درک کنند.

💡 بسیاری از علوم طبیعی و مهندسی، ریشه در اصول بنیادی ریاضیه دارند و بدون تسلط بر آن‌ها، پیشرفت در این زمینه‌ها تقریباً غیرممکن خواهد بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران