رو بازگشادن

مترادف‌ها

باز شدن، شکوفا شدن

متضادها

بسته شدن

لغت نامه دهخدا

رو بازگشادن. [ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) رو باز کردن. روی گشاده کردن. گشودن نقاب و حجاب از چهره:
در روی تو گفتم سخنی چند بگویم
رو بازگشادی و در نطق ببستی.سعدی.و رجوع به روباز کردن شود.

فرهنگ فارسی

رو باز کردن روی گشاده کردن

جمله سازی با رو بازگشادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با طلوع خورشید و رسیدن نور گرم به باغچه، گل‌های رنگارنگ یکی پس از دیگری شروع به رو بازگشادن کردند و منظره‌ای زیبا ساختند.

💡 پس از مدتی طولانی سکوت و انزوا، او بالاخره تصمیم گرفت در مورد مشکلات شخصی خود با دوستان صمیمی‌اش شروع به رو بازگشادن کند.

💡 وقتی ورق‌های کتاب قدیمی که سال‌ها در انبار مانده بود، شروع به رو بازگشادن کردند، بوی کاغذهای کهنه و تاریخ در فضا پیچید.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران