کلمهی «رنگیدن» در فارسی به معنای سبز شدن، جوانه زدن و رشد یافتن گیاهان است. به عبارت دیگر، وقتی گفته میشود گیاهی رنگیده است، یعنی آن گیاه سرسبز شده و نمو پیدا کرده است. این کاربرد بیشتر در متون ادبی، توصیفی و طبیعی به چشم میخورد و بیانگر طراوت و زندگی طبیعی است. در معنای دیگر «رنگیدن» اشاره به افزایش کمیت یا مقدار چیزی دارد. در این کاربرد، فعل به معنای اضافه کردن یا بر مقدار چیزی افزودن به کار میرود. این معنی نیز در متون کهن و لغتنامهها دیده میشود و گاهی در متنهای اقتصادی، اجتماعی یا ادبی برای توصیف فزونی استفاده شده است. واژهی «رنگیدن» معمولاً در ادبیات کلاسیک و متون توصیفی کاربرد دارد و در مکالمه روزمره امروزی کمتر شنیده میشود. بسته به زمینه، این کلمه میتواند رشد طبیعی و زندگی گیاهی یا افزایش و فزون کردن چیزی را بیان کند.
رنگیدن
لغت نامه دهخدا
رنگیدن. [ رَ دَ ] ( مص ) روییدن. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). رستن گیاه. ( برهان قاطع ). رجوع به رنگ درذیل معنی رُستن شود. || زیاد کردن. افزون نمودن. زیاده کردن. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).
فرهنگ فارسی
روییدن زیاد کردن افزودن نمودن