رنگ گسیختن

مترادف‌ها

رنگ‌پریدگی، کمرنگ شدن

متضادها

رنگ گرفتن، پررنگ شدن

لغت نامه دهخدا

رنگ گسیختن. [ رَ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) رنگ باختن. رنگ پریدن. بیرنگ شدن. رنگ گریختن. رنگ ریختن. رجوع به همین ماده ها شود:
تا دیده عقد گوهرغلطان گسیخته
رنگ عذار سبحه مرجان گسیخته.محمدسعید اشرف ( از آنندراج ).تا بند از نقاب بت ما گسیخته
از شرم رنگ صورت دیبا گسیخته.محمدسعید اشرف ( از آنندراج ).چو بگسیخت رنگ کسی از خمار
رفو می کنی با می خوشگوار.ملا طغرا ( از بهار عجم ).

فرهنگ فارسی

رنگ باختن رنگ پریدن بیرنگ شدن

جمله سازی با رنگ گسیختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با گذشت سالیان بسیار طولانی و قرار گرفتن در معرض تابش مستقیم نور خورشید، رنگ گسیختن باعث شد که نقاشی‌های قدیمی دیوار کمرنگ شوند.

💡 بسیاری از هنرمندان معتقد هستند که رنگ گسیختن تدریجی رنگ‌های طبیعی در آثار قدیمی، بخشی از زیبایی و اصالت تاریخی آن‌ها در طول زمان است.

💡 برای جلوگیری از فرآیند سریع رنگ گسیختن در موزه‌ها، متخصصان از سیستم‌های پیشرفته کنترل نور و رطوبت برای نگهداری آثار هنری استفاده می‌کنند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران