رموق

لغت نامه دهخدا

رموق. [ رَ ] ( ع ص ) درویش که روزگار را به اندک معیشت گذارد. ج، رُمُق. ( از منتهی الارب ). فقیری که به اندک مایه از معیشت اکتفا کند. ( اقرب الموارد ) ( از متن اللغه ). رامق. ( اقرب الموارد ). || بدخواه. ( از منتهی الارب ). حاسد. ( از اقرب الموارد ) ( متن اللغه ). || آنکه از گوشه چشم به خشم و اعراض بر مردم بنگرد. ( از متن اللغه ).

فرهنگ فارسی

درویش که روزگار را باندک معیشت گذارد فقیری که باندک مایه از معیشت اکتفا کند رامق

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز