لغت نامه دهخدا
رقارق. [ رُ رِ ] ( ع ص، اِ ) آب تنک در دریا یا در رود که بسیاری نباشد آن را. || شراب تنک. || شمشیر بسیارآب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
رقارق. [ رُ رِ ] ( ع ص، اِ ) آب تنک در دریا یا در رود که بسیاری نباشد آن را. || شراب تنک. || شمشیر بسیارآب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).