رعدناک
مترادفها
رعدآسا، هولناک، ترسناک، مهیب
متضادها
آرام، ساکت
لغت نامه دهخدا
رعدناک. [ رَ ] ( ص مرکب ) با رعد. تندردار. دارای رعد. ( یادداشت مؤلف ).
رعدآسا، هولناک، ترسناک، مهیب
آرام، ساکت
رعدناک. [ رَ ] ( ص مرکب ) با رعد. تندردار. دارای رعد. ( یادداشت مؤلف ).