رستمون تصویر معنی رستمون لغت نامه دهخدا رستمون. [ رُ ت َ ] ( اِ ) انبوهی مردمان و اجتماع آنان در یک جایی. ( ناظم الاطباء ). اما در جای دیگر دیده نشد. فرهنگ فارسی انبوهی مردمان و اجتماع آنان در یک جایی کلمات مرتبط یکرک رشایح تزاحم احرنجام تعظیل