رحس تصویر معنی رحس لغت نامه دهخدا رحس. [ رَ ] ( ع مص ) بانگ کردن ابر. || تهدید کردن. ( مصادر اللغة زوزنی ). فرهنگ فارسی بانگ کردن ابر یا تهدید کردن کلمات مرتبط رعد اتغاب زعق تفلیل اعتماز تثقیب رفاغه