رباله

لغت نامه دهخدا

( ربالة ) ربالة. [ رَ ل َ ] ( ع اِمص ) بسیاری گوشت. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). بسیاری گوشت و پیه. ( از متن اللغة ).

جمله سازی با رباله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خیاط در گوشه اتاق، یک رباله بزرگ از نخ‌های ابریشمی داشت که برای دوختن لباس‌های مجلسی و ظریف از آن‌ها استفاده می‌کرد.

💡 با دیدن آن رباله عظیم از کلاف‌های پشمی، کودک با هیجان به سمت آن دوید تا با بافت نرم آن بازی کند و سرگرم شود.

💡 برای تکمیل کار بافندگی، او نیاز به یک رباله جدید از نخ‌های رنگی داشت تا بتواند طرح‌های پیچیده روی شال خود را کامل کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران