راوول

لغت نامه دهخدا

راؤول. [ ئو ] ( ع اِ ) رائول. زیادتی دندانهای ستور. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || کف دهن ستور. ( از اقرب الموارد ). کف دهن اسب. ( ناظم الاطباء ). || آب دهن اسب. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

رائول. زیادتی دندانهای ستور. یا کف دهن ستور. یا آب دهن اسب.

جمله سازی با راوول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شخصیت اصلی داستان در این رمان تاریخی با نام راوول شناخته می‌شود که در طول ماجرا با چالش‌های بسیار دشواری در زندگی خود روبرو می‌گردد.

💡 دوست من که نامش راوول است، همیشه در سخت‌ترین لحظات زندگی به من کمک کرده و با مهربانی و خرد خود باعث آرامش من شده است.

💡 در فیلم جدیدی که دیروز تماشا کردیم، بازیگر نقش راوول با چنان دقت و ظرافتی عمل کرد که همه تماشاگران را کاملاً تحت تأثیر قرار داد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران