ذو خشنه

مترادف‌ها

زبر، خشن

متضادها

نرمی، لطافت

لغت نامه دهخدا

( ذوخشنة ) ذوخشنة. [ خ ُ ن َ ] ( ع ص مرکب ) صعب لایطاق. ذوخشونة. سخت بیش از توان و تاب.

فرهنگ فارسی

سخت بیش از توان و تاب.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران