ذناء
متضادها
نیکی، پاکی، تقوا، عدالت
لغت نامه دهخدا
ذناء. [ ذَن ْ نا ] ( ع ص ) تأنیث اَذن. و زنی که حیض او بازنایستد. زنی که حیض او نبرد. || زنی که آب بینی او از هر دو نای بینی روان باشد.
نیکی، پاکی، تقوا، عدالت
ذناء. [ ذَن ْ نا ] ( ع ص ) تأنیث اَذن. و زنی که حیض او بازنایستد. زنی که حیض او نبرد. || زنی که آب بینی او از هر دو نای بینی روان باشد.