دیریدن

مترادف‌ها

پاره کردن، تکه‌تکه کردن

متضادها

وصل کردن، دوختن، چسباندن

فرهنگ عمید

۱. دیر شدن.
۲. طول کشیدن، به طول انجامیدن.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران