لغت نامه دهخدا
دوران سرون. [ س َ ] ( اِخ ) پادشاه جادویان که باشت زرتشت پیغمبر معاصر بود و چون می دانست که این پیغمبر آیین وی را بر هم خواهد زد به خیال کشتن او بود. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ) ( از آنندراج ).
دوران سرون. [ س َ ] ( اِخ ) پادشاه جادویان که باشت زرتشت پیغمبر معاصر بود و چون می دانست که این پیغمبر آیین وی را بر هم خواهد زد به خیال کشتن او بود. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ) ( از آنندراج ).