دنوح

لغت نامه دهخدا

دنوح. [ دُ ] ( ع مص ) رام گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با دنوح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رودخانه دنوح یکی از مهم‌ترین و طولانی‌ترین رودخانه‌های اروپا است که از چندین کشور مختلف عبور کرده و به دریای سیاه می‌ریزد.

💡 سفرهای تفریحی در امتداد رودخانه دنوح تجربه‌ای بسیار زیبا و فراموش‌نشدنی برای گردشگرانی است که به دنبال تماشای مناظر طبیعی اروپای مرکزی هستند.

💡 تاریخ تمدن‌های مختلف در اروپای مرکزی به شدت با جریان آب و امکانات جابه‌جایی که رودخانه دنوح فراهم می‌کرد، گره خورده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران