کلمهی «دمقس» در فارسی و عربی به معنای ابریشم یا نخ پیله، نوعی پارچه ابریشمی یا کتان است. این واژه برای اشاره به ابریشم سفید یا حریر سفید و نرم به کار میرود و در متون قدیمی فارسی و عربی معمول بوده است. در متون کهن فارسی و عربی، «دمقس» معمولاً برای توصیف پارچههای ظریف، حریر یا ابریشم با رنگ روشن و سفید به کار رفته است. این واژه هم در متون تجاری و صنعتی برای اشاره به مواد نساجی و ابریشم طبیعی و هم در متون ادبی برای اشاره به پارچههای گرانبها و زیبا دیده میشود. همچنین، «دمقس» در اصطلاحات تاریخی و فرهنگی نشاندهنده کیفیت مرغوب و ظرافت پارچه بوده و گاهی به صورت استعاری نیز برای توصیف لطافت و زیبایی به کار میرفته است.
دمقس
لغت نامه دهخدا
دمقس. [ دِ م َ ] ( معرب، اِ ) ابریشم یا ریسمان پیله که نوعی از ابریشم ردی است یا دیبا یا کتان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). ابریشم سفید. حریر سفید. ( از مهذب الاسماء ). اسم معرب اعجمی است که عرب از زمان قدیم آن را بکار می برد به معنی ابریشم سفید. ( از المعرب جوالیقی ص 151 ).
فرهنگ فارسی
ابریشم یا ریسمان پیله که نوعی از ابریشم ردی است یا دیبا یا کتان.