دم دراوردن

لغت نامه دهخدا

( دم درآوردن ) دم درآوردن. [ دُ دَ وَ دَ ]( مص مرکب ) دم دار شدن. دارای دم شدن. دم پیدا کردن. دم روییدن بر. || به نوی آغازیدن عدم اطاعت. از حد خود تجاوز خواستن ( زیردستی نسبت به زبردست ). تجاوز کردن زیردستی از حد خود. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( دم در آوردن ) ( مصدر ) پررو شدن جسور گردیدن.

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز