این واژه در منابع لغوی عربی دارای دو کاربرد و معنای اصلی است که یکی به صورت فعل و دیگری به صورت اسم خاص در متون کهن ذکر شده است. در کاربرد نخست، «دغت» به معنای فشردن و فشار دادن گلوی انسان یا حیوان به گونهای است که موجب قطع تنفس و در نهایت مرگ شود. این معنا در متون لغوی مانند «منتهیالارب» و «اقرب الموارد» به عنوان عملی خشونتآمیز و منجر به خفه کردن تعریف شده است. از این منظر، «دغت» به فعل کشتن از طریق فشار بر ناحیه گلو و جلوگیری از جریان تنفس اشاره دارد. در کاربرد دوم، «دغت» یا «دغة» به عنوان نام یا لقب زنی از قبیله عَجْل در متون عربی آمده است. این زن در ادبیات ضربالمثل عرب به عنوان نمونهای از حماقت و سادهلوحی شناخته میشده است. به همین دلیل عبارت «أحمق من دغة» به معنای «احمقتر از دغة» در زبان عربی به صورت مثل رایج شده است. این کاربرد نشاندهنده نقش شخصیتهای تاریخی یا افسانهای در شکلگیری امثال و تعبیرات زبانی است. از نظر لغوی، این واژه هم بار معنایی فعلی دارد و هم در حوزه نامهای خاص و ضربالمثلها مورد استفاده قرار گرفته است. بنابراین «دغت» در منابع کهن هم به معنای خفه کردن و هم به عنوان نام زنی مشهور به حماقت در فرهنگ عربی شناخته میشود.
دغت
لغت نامه دهخدا
دغت. [ دَ ] ( ع مص ) فشردن گلوی کسی تا جان دهد. خفه کردن کسی را تا بقتل برسد. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
دغة. [ دُ غ َ / غ ِ ] ( اِخ ) لقب زنی گول و احمق از قبیله عجل که مثل است در حماقت: أحمق من دغة. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به دغینة شود.