دشخوار گرفتن
مترادفها
سخت گرفتن، دشوار کردن
متضادها
آسان گرفتن، تسهیل کردن
لغت نامه دهخدا
دشخوار گرفتن. [ دُ خوا / خا گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) سخت گرفتن. صعب گرفتن امور را:
گر آسانی همی بایدْت فردا
مگیراز بهر دنیا کار دشخوار.ناصرخسرو.و رجوع به دشخوار شود.
فرهنگ فارسی
سخت گرفتن. صعب گرفتن امور را