لغت نامه دهخدا
دستاهنگ. [ دَ هََ ] ( اِ مرکب ) دست آهنگ. دست افزاری است کاشتکاران و مزارعان را. ( آنندراج ). ابزار کشتکاری. ( ناظم الاطباء ). || جارّة. ( السامی ).
دستاهنگ. [ دَ هََ ] ( اِ مرکب ) دست آهنگ. دست افزاری است کاشتکاران و مزارعان را. ( آنندراج ). ابزار کشتکاری. ( ناظم الاطباء ). || جارّة. ( السامی ).